بن بست آرامش
آن مرد آمد آن مرد در باران آمد آن مرد با اسب در باران آمد .. دیرگاه است که داروگ ها را ترک های زمین بلعیده است.. خط مجانب بر آن کمند گیسوی توست حد رسیدن به تو مبهم و بی انتهاست بازه تعریف دل در حرم کوی توست چون به عدد یک تویی من همه ی صفرها آن چه که معنی دهد قامت دلجوی توست پرتو خورشید شد مشتق از آن روی تو گرمی جان بخش او جزئی از آن خوی توست بی تو وجودم بود یک سری واگرا ناحیه ی همگراش دایره ی روی توست دکتر محسن هشترودی خردمند کسی است که از هرچیزی ، به شگفت درآید آندره ژید ، مائده های زمینی .. گاهی وقت ها کنجکاوی در مورد اتفاقاتی که ممکنه در آینده پیش بیاد میشه تنها انگیزه برای زندگی کردن .. اما افسوس ! گذشته ای یگانه ، زمینه ساز آینده ای یگانه است - و آن را همچون پلی بی انتها ، در فضا فرا روی ما برپا میدارد ... مائده های زمینی ، آندره ژید آن هایی که می توانند بدوند باید بدوند و آن هایی که می توانند پرواز کنند باید ... زندگی رسم خوشایندی است زندگی بال و پری دارد با وسعت مرگ، پرشی دارد اندازه عشق زندگی چيزی نيست، که لب طاقچه عادت از یاد من و تو برود زندگی جذبه دستی است که می چیند زندگی نوبر انجير سياه، در دهان گس تابستان است زندگی، بعد درخت است به چشم حشره زندگی تجربه شب پره در تاریکی است زندگی حس غریبی است که یک مرغ مهاجر دارد زندگی سوت قطاری است که در خواب پلی می پيچد زندگی دیدن یک باغچه از شيشه مسدود هواپيماست خبر رفتن موشک به فضا، ، فکر بویيدن گل در کره ای دیگر زندگی شستن یک بشقاب است زندگی یافتن سکه دهشاهی در جوی خيابان است زندگی (( مجذور )) آینه است زندگی گل به (( توان )) ابدیت ، زندگی (( ضرب )) زمین در ضربان دل ما ، زندگی (( هندسه )) ساده و یکسان نفسهاست . هر کجا هستم، باشم، آسمان مال من است پنجره، فکر، هوا، عشق، زمين مال من است چه اهميت دارد گاه اگر می رویند قارچ های غربت؟ سهراب سپهری
| Design By : Night Skin |

